تعداد بازديد :  
تاريخ : یکشنبه پنجم مرداد 1393
یوم الحساب"نه غزه،نه لبنان" صرف نظر از صهیونیست های وحشی و شیوخ عرب، سرافکنده ترین مردم این روزگار، همان فتنه پیشگانی هستند که روز قدس سال 88، دست آخر، موضع در پستوی خود را خیابانی کردند و شعار «نه غزه، نه لبنان» را آشکارا سردادند. بشنوید! این خشم و خروش همگانی علیه اسرائیل، لعن و نفرین جهانیان بر سرایندگان شعار «نه غزه، نه لبنان» نیز هست! «غزه» اگر از نظر جغرافیایی «باریکه» ای بیش نیست لیکن از حیث وجدان، به محل تقسیم 2 جناح حق و باطل امروز دنیا تبدیل شده. بی شک هر آنکه به «غزه»، به «قدس»، به «فلسطین»، به «خط مقدم مقاومت»، به «سوریه مظلوم»، به «نهر»، به «بحر» و به «لبنان» و «بلندی های جولان»، «نه» گفته باشد، ابتدا باید شست وشویی کند...و آنگه پای به «خرابات مقاومت» گذارد، که «نه» به این «مفاهیم بلندبالا»، «نه» به «پیش پا افتاده ترین اصول انسانیت» است. برای سر ندادن شعار پست «نه غزه، نه لبنان» کافی است یک جو «انسان» باشیم، خیلی هم لازم به مسلمانی نیست! اما از این شعار «نه غزه...» چند پله، چند سال عقب برگردی، به ضرب المثل «چراغی که به خانه رواست، به مسجد حرام است» می رسی! زنجیره ای ها مکرر و مرتب، این ضرب المثل را در روزنامه ها، هفته نامه ها و دیگر آه و ناله های خود نشر می دادند؛ «اساسا چرا جمهوری اسلامی، چراغی که باید در خانه بسوزد، حرام مسجدالاقصی می کند؟!» ما با جماعتی طرفیم که به جای مواخذه آمریکای ظالم بابت حمایت بی چون و چرا از صهیونیست های ظالم تر، جمهوری مظلوم اسلامی را به خاطر بدیهی ترین کمک انسانی که یک نظام می تواند داشته باشد، محاکمه می کنند!! اولا؛ بنیانگذار این انقلاب یعنی امام خمینی (ره) از همان سال 42 که علم نهضت را برافراشت، به موازات مبارزه با طاغوت، بلکه بیشتر و پیش تر، اسرائیل را هدف گرفته بود. اساسا حمایت از قدس شریف و مبارزه با صهیونیسم در ذات انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی است. فلذا آن روز که جمهوری اسلامی، دفاع از فلسطین نکند، جمهوری اسلامی نخواهد بود. ثانیا؛ سهل ترین آموزه های انسانی، دفاع از قدس و در اینجا مردم غزه را بر نظام ما واجب می کند. ثالثا؛ بدیهی ترین آموزه های اسلام بهکذا. بنابراین ،این چراغی است که جلوتر از مسجدالاقصی، مشغول سوختن در همین ام القرای خودمان، خانه خودمان است. از مسؤولان ارشد اما قدیمی موساد، چندی پیش به «هاآرتص» گفته بود؛ «نتانیاهو دوست دارد به ایران حمله کند اما چه کند که فعلا در باریکه غزه گیر کرده»! صرف نظر از این اعتراف - تحلیل روشن و منطبق بر واقعیتی وجود دارد مبنی بر اینکه «هر وقت اسرائیل، از لبنان، سوریه و فلسطین خیالش جمع شد، هدف بزرگی جز ایران ندارد. خب! هر عقل سلیمی حکم می کند که ما با حمایت از «خطوط اول مقاومت»، زبان نفهم ترین دشمن خود، بلکه زبان نفهم ترین دشمن همه بشریت را در همان مرزهای خودش عقب نگهداریم». مهم ترین چراغ از چراغ های جمهوری اسلامی که مشغول سوختن در خانه است، همین حمایت حکومتی - مردمی ما از موضع مقاومت است. این چراغ، در هیچ مسجدی نمی سوزد، الا در تمام مساحت ایران عزیز . امروز هر چقدر آمریکای حامی اسرائیل منفور است، از ایران حامی فلسطین با احترام و عزت یاد می شود و اگر این مهم یک افتخار بین المللی بی مثال و فراملی است، باید از جماعت مذکور پرسید؛ «سخن از کدام مسجد می گویید، وقتی چراغ حمایت از قدس، این همه ملی، فراملی و دقیقا در خانه می سوزد؟!» این روزها روز عزای شعار «نه غزه، نه لبنان» است، چرا که دنیا به این بزرگی، با همه وسعت و مساحت دارد به غزه عزیز «آری» می گوید. بخشی از یادداشت حسین قدیانی در وطن امروز -------------------------- عده‌ای می‌خواستند با شعار نه غزه نه لبنان، حقیقت ملت ایران را معکوس نشان دهند اما مردم نگذاشتند و در روز جمعه نیز بار دیگر نشان خواهند داد که همیشه یار مظلوم و خصم ظالم هستند. امام خامنه ای1393/5/

ارسال توسط محمد رحیمی
تعداد بازديد :  
تاريخ : یکشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1393
 
    
عبید زاکانی
نام اصلیخواجه نظام‌الدین عبیدالله زاکانی
زمینهٔ کاریشاعر و نویسنده
زادروز701 هجری قمری
توابع قزوین
مرگ۷۷۲ ه.ق ذکر شده
اصفهان یا بغداد
ملیتایرانی پرچم ایران
محل زندگیقزوین، بغداد
در زمان حکومتشاه شیخ ابواسحق اینجو
شاه شجاع مظفری
لقبارباب الصدور
سال‌های نویسندگیقرن هشتم هجری قمری
سبک نوشتاریطنزپرداز
تخلصعبید

خواجه نظام‌الدین عبیدالله زاکانی معروف به عبید زاکانی شاعر و نویسندهٔ طنزپرداز فارسی‌زبان قرن هشتم هجری است که طبق قراین موجود*[۱] در اواخر قرن هفتم یا اوایل قرن هشتم ه.ق. در یکی از توابع قزوین چشم به جهان گشود[۲] .

علت شهرت به زاکانی

علت مشهور بودن او به زاکانی نسبت داشتن او به خاندان زاکان است که این خاندان تیره‌ای از «عرب بنی خفاجه» بودند که بعد از مهاجرت به ایران به نزدیکی رزن از توابع قزوین در تقسیم بندی گذشته وهمدان درتقسیم بندی کنونی رفتند ودر آن ناحیه ساکن شدند.وی درقزوین به دانش اندوزی پرداخته ودراین شهرپرورش یافته وتاپایان عمردراین شهربود. در این خاندان دو شعبه از دیگران مشهورتر بودند، شعبه‌ی یکم که به گفته‌ی حمدالله مستوفی (معاصر و همشهری عبید) اهل دانش‌های معقول و منقول بودند و شعبه‌ی دوم که این مورخ آنها را ارباب الصدور (یعنی وزیران و دیوانیان) می‌نامد. حمدالله مستوفی، عبید را نظام‌الدین عبیدالله زاکانی یاد می‌کند و او را از شعبه‌ی دوم می‌داند. با این همه اطلاع دقیقی از مقام صدارت یا وزارت برای عبید در دست نیست و همین‌قدر می‌دانیم که در دستگاه پادشاهان فردی محترم بوده.[۳]

عبید در نگاه تاریخ

بنا به گفتهٔ تاریخ نویسان عبید در طول حیات خود لقب‌هایی را از امراء و حکام زمان خود گرفته‌است. و اشعار خوب و رسائل بی‌نظیری دارد.[۴]

عباس اقبال در مقدمه دیوان عبید می‌نویسد:

از شرح حال و وقایع زندگانی عبید زاکانی اطلاع مفصل در دست نیست. اطّلاعات ما در این باب منحصر است به معلوماتی که حمدالله مستوفی معاصر و همشهری قزوینی عبید و پس از او دولتشاه سمرقندی در تذکره خود، تألیف شده در قرن ۸۹۲ ه.ق.، در ضمن شرحی مخلوط به افسانه در باب او به دست داده و مؤلف ریاض العلماء در باب بعضی از تألیفات او ذکر کرده‌است. معلومات دیگری نیز از اشعار و مؤلفات عبید به‌دست می‌آید. از مختصری که مؤلف تاریخ گزیده راجع به عبید نوشته‌است، مطالب زیر استنباط می‌شود:

۱- اینکه او از جمله صدور وزرا بوده، ولی در هیچ منبعی به آن اشاره نشده‌است.

۲- نام شخص شاعر نظام الدین بوده‌است، در صورتی که در ابتدای غالب نسخ کلیات و در مقدمه‌هایی که بر آن نوشته‌اند وی را نجم الدین عبید زاکانی یاد کرده‌اند.

۳- نام شخصی شاعر عبیدالله و عبید تخلص شعری او است. خود او نیز در تخلص یکی از غزلهای خود می‌گوید:

گر کنی با دیگران جور و جفابا عبیدالله زاکانی مکن

۴- عبید در هنگام تألیف تاریخ گزیده که قریب چهل سال پیش از مرگ اوست به اشعار خوب و رسائل بی نظیر خود شهرت داشته‌است. در تذکره دولتشاه سمرقندی چند حکایت راجع به عبید و مشاعرات او با جهان خاتون شاعره و سلمان ساوجی و ذکر تألیفی از او به‌نام شاه شیخ ابواسحاق در علم معانی و بیان و غیره هست.

عبید در تألیفات خود از چندین تن از پادشاهان و معاصران خود مانند علاالدین محمد، شاه شیخ ابوالحسن اینجو، رکن الدین عبدالملک وزیر سلطان اویس جلایری و شاه شجاع مظفری را یاد کرده‌است. وی از نوابغ بزرگان است. می‌توان او را تا یک اندازه شبیه به نویسنده بزرگ فرانسوی ولتر دانست.

  • وفات عبید زاکانی را تقی الدین کاشی در تذکره خود سال ۷۷۲ دانسته و صادق اصفهانی در کتاب شاهد صادق آن را ذیل وقایع سال ۷۷۱ آورده‌است. امر مسلم این که عبید تا اواخر سال ۷۶۸ ه.ق. هنوز حیات داشته‌است.... و به نحو قطع و یقین وفات او بین سنوات ۷۶۸ و ۷۶۹ و یا ۷۷۲ رخ داده‌است
  • از تألیفاتی که از او باقی است معلوم است که بیشتر منظور او انتقاد اوضاع زمان به زبان هزل و طیبت بوده‌است. مجموع اشعار جدی که از او باقی‌است و در کلیات به طبع رسیده‌است از ۳۰۰۰ بیت تجاوز نمی‌کنند.

طنز عبید

صرفنظر از این‌که عبید شاعر بوده‌است، همگان نام او را با طنز و هزل عجین و اغلب عامه او را به لطایفش می‌شناسند. در این میان منظومه موش و گربه شهرت بسیار داشته و ریش نامه و صد پند از همه لطیف ترند. مانند بسیاری از طنزپردازان متقدم مانند سعدی شیرازی، طنز و هزل به یکسان در لطایف او راه یافته‌است.[۵] دیوان لطایف او شامل بخش‌های زیر است:

جستارهای وابسته

پانویس

  1. پرش به بالا حمدالله مستوفی در کتاب تاریخ گزیده که تاریخ تالیف آن ۷۳۰ ه.ق. است از عبید به عنوان شاعر و نویسنده‌ای با آثار خوب و بی‌نظیر یاد می‌کند. «عبيد زاکانى». آفتاب. بازبینی‌شده در ۱۴ اسفند ۱۳۸۹.
  2. پرش به بالا سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی. «عبید زاکانی». آفتاب، ۸ بهمن ۱۳۸۶. بازبینی‌شده در ۱۴ اسفند ۱۳۸۹.
  3. پرش به بالا «عبيد زاکانى». آفتاب. بازبینی‌شده در ۱۴ اسفند ۱۳۸۹.
  4. پرش به بالا زندگی‌نامهٔ مشهورترین شاعران ایران، یوسف کریمی، تهران: ۱۳۸۵، صفحۀ ۲۶۳.
  5. پرش به بالا طنز و رمز، به‌اهتمام مهدی نصیری دهقان، انتشارات ابتکار دانش، چاپ اوّل، ۱۳۹۱، شابک: (۰-۱۶۰-۱۱۱-۶۰۰-۹۷۸)

منابع

پیوند به بیرون

هشتاد و سه حکایت طنز خواندنی از «رسالهٔ دلگشا»ی عبید زاکانی

عشاق نامه عبید زاکانی در فرمت PDF

موش و گربه عبید زاکانی در فرمت PDF

رساله دلگشای عبید زاکانی در فرمت PDF از سرور 4shared

گزیده طنز عبید زاکانی

حکایاتی از عبید زاکانی



ارسال توسط محمد رحیمی